کد خبر: 38521
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵ هجدهم مرداد 18:05:43
print نسخه چاپی

دوران حیات نباتی روزنامه‌نگاری در ایران

پایگاه خبری تازه نیوز - نادر کریمی جونی: سال‌ها پیش هنگامی که در اوین بودم، دوست خوبم دکتر آرش علائی از من پرسید اگر هیچ مشکلی برای یک روزنامه حرفه‌ای در سطح عالی وجود نداشته باشد، آیا روزنامه‌نگاران ایرانی خواهند توانست یک روزنامه مانند نیویورک‌تایمز، لوموند یا فایننشال‌تایمز منتشر کنند؟
پایگاه خبری تحلیلی تازه (tazehnews.com) :
دوران حیات نباتی روزنامه‌نگاری در ایران
پایگاه خبری تازه نیوز - نادر کریمی جونی: سال‌ها پیش هنگامی که در اوین بودم، دوست خوبم دکتر آرش علائی از من پرسید اگر هیچ مشکلی برای یک روزنامه حرفه‌ای در سطح عالی وجود نداشته باشد، آیا روزنامه‌نگاران ایرانی خواهند توانست یک روزنامه مانند نیویورک‌تایمز، لوموند یا فایننشال‌تایمز منتشر کنند؟ 
جواب بلافاصله من، آری بود ولی با مقداری تامل پاسخم منفی بود. اکنون نیز اعتقاد دارم که واقعا اگر هیچ مشکلی برای انتشار یک روزنامه با‌کیفیت بین‌المللی در ایران وجود نداشته باشد، حداقل در کوتاه‌مدت روزنامه‌نگاران ایرانی نمی‌توانند چنین روزنامه‌ای را منتشر کنند.چرا چنین شده است؟ ایران از بسیاری از کشورهای همجوارش سابقه طولانی‌تری در حوزه‌های فرهنگی دارد.سابقه روزنامه‌نگاری در ایران به بیش از یک قرن می‌رسد و افرادی مانند علی‌اکبر دهخدا، میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و... در حوزه روزنامه‌نگاری فعالیت کرده‌اند. انتظار آن است که بر این استوانه‌های پایدار روزنامه‌نگاری ایرانی، سرداران دلیرتر و باهوش‌تری تکیه زنند و درخت روزنامه‌نگاری ایران را پربار و تناور کنند.
اما واقعیت آن است که هم‌اکنون روزنامه‌نگاری در ایران وضعیت خوبی ندارد. متاسفانه برخی دوستان من آگاهانه از سر عمد خط‌قرمزها و باورهای جامعه و حکومت را زیرپا می‌گذارند، هماورد می‌طلبند و برای دستگیر شدن و جنجال بعد از آن لحظه‌شماری می‌کنند. کوچک‌ترین اخم حکومت را با افتخار رسانه‌ای می‌کنند و گویی به پیروزی بزرگی دست یافته‌اند. برخی دیگر از دوستان من کاری به ملاحظات و جهت‌گیری‌ها ندارند. آنها از نمد مطبوعات می‌خواهند برای خود کلاه ببافند و لقمه نانی به کف آرند و به غفلت بخورند. چه اهمیتی دارد که چه کسانی و با چه رویکردی بر جامعه حکومت می‌کنند و رفتارشان چقدر به عقل و منافع عمومی نزدیک است. این دوستان من می‌خواهند تکه‌ای از کیک ثروت بربایند که این میسر نمی‌شود مگر با مجیزگویی از صاحبان قدرت و ثروت.دسته‌ای دیگر از همین دوستان من از سختگیری‌های حکومت بر فعالیت‌های حزبی و سیاسی هراسان شده و به این ترتیب در سنگر مطبوعات قرار گرفته‌اند تا از گزند حملات قدرتمندان دور بمانند. روشن است که این دوستان هم در واقع روزنامه‌نگار نیستند.
از سوی دیگر مطبوعات و رسانه‌های مستقل هم برای تمام حکومت‌ها، همکاران جذابی نیستند؛ اگر مطبوعات، رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران با رفتار خود پایه‌های حکومت‌ها را تحکیم کنند، روشن است که حکومت‌ها آنان را مقدس می‌شمارند. اما اگر مطبوعات درصدد نقد حکومت برآیند صدالبته از آنها استقبالی نمی‌شود. سابقه رفتاری حتی در حکومت‌های دموکراتیک و توسعه‌یافته مانند اروپا و آمریکا نشانگر آن است که در این‌گونه حکومت‌ها نیز از ابزارهای نامحسوس و پنهان برای سرکوب معنوی یا فیزیکی رسانه‌های مخالف 
بهره برده می‌شود.بازگردیم به ایران. سختگیری‌های سازمان‌یافته و غیرسازمان‌یافته در مورد روزنامه‌نگاران و اهالی قلم تن رنجور روزنامه‌نگاری و فرهنگ مکتوب کشور را آسیب‌پذیرتر و ظرفیت‌های این حوزه را بیش از پیش محدود ساخته است. این تحدید ظرفیت‌ها حیات روزنامه‌نگاری در ایران را به حیاتی نباتی تبدیل کرده و قابلیت‌های زندگی بانشاط را از آن گرفته است. نکته تعجب‌برانگیز آن است که حتی همین زندگی نباتی نیز از سوی برخی تحمل نمی‌شود و برای مرگ روزنامه‌نگاری در ایران انواع ترفندها به کار بسته می‌شود چنان‌که پیش از این اعلام شده بود که باید فقط یک روزنامه برای عصر و یک روزنامه برای صبح منتشر و بقیه روزنامه‌ها برچیده شوند.گاهی این لطیفه هم شنیده می‌شود که روزنامه‌نگار خوب، روزنامه‌نگار سرسپرده حکومت است. نگارنده عمیقا اعتقاد دارد همان‌طور که روزنامه‌نگار، اپوزیسیون نیست و در جبهه معارضان جامعه و حکومت قرار ندارد، همان‌گونه نیز سرسپرده نیست و برای کسی مزدوری نمی‌کند.باید اعتراف کنم که تا رسیدن به این ظرفیت و چنین نقطه‌ای راه درازی وجود دارد؛ راهی که اتفاقا نه فقط رهزنان در کمین نشسته‌اند بلکه دشواری‌های فراوان دارد.

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار